بحران نفتی بعدی می‌تواند ما را غافلگیر کند
نفت‌خبر پنج شنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸ 2 هفته قبل

بحران نفتی بعدی می‌تواند ما را غافلگیر کند

مترجم: سعیده شیرانی نویسنده: مایکل لینچ- نشریه فوربز چنین چیزی از سال ۱۹۷۹ رخ نداده و این موجب میزان قابل توجهی آرامش خاطر است. همان‌طور که حملات اخیر به نفتکش‌ها در خلیج فارس موجب کاهش قیمت جزیی نفت شد. در این رابطه بسیاری به جنگ تانکرها در سال ۱۹۸۰ میلادی بین ایران و عراق اشاره […]


مترجم: سعیده شیرانی
نویسنده: مایکل لینچ- نشریه فوربز
چنین چیزی از سال ۱۹۷۹ رخ نداده و این موجب میزان قابل توجهی آرامش خاطر است. همان‌طور که حملات اخیر به نفتکش‌ها در خلیج فارس موجب کاهش قیمت جزیی نفت شد. در این رابطه بسیاری به جنگ تانکرها در سال ۱۹۸۰ میلادی بین ایران و عراق اشاره می‌کنند که تاثیر چندانی هم روی قیمت‌ها نداشت.
اما زمانی که من جوان بودم ما بحران‌های واقعی نفتی داشتیم. انقلاب ۱۹۷۹ نه تنها باعث افزایش شدید قیمت‌ها شد، بلکه تحولات گسترده‌ای در ساختار صنعت ایجاد کرد. در عرض چند سال نه تنها قیمت‌ها سه برابر شده بود بلکه سلطه هفت خواهر نفتی (بی.پی، چورون، گلف، اکسون، شل و تگزاکو) به شدت کاهش یافت. اکثر صادرکنندگان وظیفه فروش نفت خود را بر عهده گرفتند و بسیاری از دولت‌های مصرف کنند شروع به خرید مستقیم از شرکت‌های نفتی دولتی کردند.
اِلِمان فراموش شده در همه این ماجراها ذخیره بود: از اوایل آپریل تا پایان سپتامبر ۱۹۷۹ (حدودا ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ تا ۸ مهر همان سال)، میزان ذخایر OECD (سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه) ۵۰۰ میلیون بشکه افزایش یافت که این سریع‌ترین رشد در تاریخ بود. این موضوع با وجود آن است که تا آوریل ۱۹۷۹ عرضه ایران به حالت عادی بازگشته بود، تولیدات ایران تا حدی بازسازی شده و کشورهای دیگر به ویژه عربستان حجم از دست رفته را جایگزین کرده بود. مفهموم این موضوع آن است که برای حدود ۶ ماه یا بیشتر، بیش از سه میلیون بشکه در روز از بازار خارج و ذخیره‌سازی می‌شده است، بدون این موضوع قیمت‌ها به صورت قابل توجهی افزایش نمی‌یافت (در جنگ خلیج فارس و در سال ۱۹۹۰ من افزایش قیمت ۵۰ درصدی را مشاهده کردم و این در حالی بود که در سال ۱۹۷۹-۸۰ افزایش ۳۰۰ درصدی قیمت‌ها به وقوع پیوسته بود).
از آن زمان تا کنون در بخشی از بازار که بسیار انعطاف‌پذیرتر است چنین ساختار موجودی مشابهی به وجود نیامده است. همچنین گرچه برآوردهای دقیقی وجود ندارد، اما به جای فروش نفت در بازارهای بلند مدت، حدود یک سوم تجارت نفت جهان در بازار نقدی فروخته می‌شود. در دهه ۱۹۷۰، مقدار نفتی که در بازار نقدی فروخته می‌شد بسیار کم و در حدود ۵ درصد بود. در دوران بحران نفتی ایران، فروش نقدی نفت رو به پایان گذاشت چرا که عدم اطمینانی که در بازار وجود داشت به منابع تامین کننده منتهی می‌شد. در جنگ خلیج فارس سال ۱۹۹۰ خریدارانی که بازار عرضه را از دست داده بودند عمدتا توانستند بشکه‌های نفت فروش نقدی را برای خود جمع کنند.
عدم اطمینان دلیل اصلی ذخیره‌سازی است و توضیح می‌دهد که چرا این رفتار منطقی و بنابراین تعدیل کردن آن سخت است. زمانی که مردم در یک قایق نجات با مقدار محدودی از مواد غذایی هستند و نمی‌دانند که چه زمانی نجات داده خواهند شد، غذای خود را جیره‌بندی و یا ذخیره می‌کنند. به همین ترتیب یک پالایشگاه نفت بدون عرضه پایدار، و یا پالایشگاهی که نفت خود را از یک منبع غیرقابل اتکا دریافت می‌کند (فکر می‌کنم وضعیت لیبی)، تمایل دارد که ذخایر بیش‌تری داشته باشد تا بتواند در مقابل نوسانات عرضه از خود مراقبت کند.
بعید است که حمله ناگهانی به تانکرها قیمت‌ها را جابجا کند و دیگر حملات شدید، گسترده و آسیب‌زا به میدان‌های نفتی طبیعتاً می‌تواند آن‌ها را افزایش دهد. اما علاوه بر این حتی سطح پایین خشونتی که طول و شدت آن نامعلوم است می‌تواند برای تمام بخش‌های صنعت نفت به این معنا باشد که باید حداکثر بشکه نفت را ذخیره کند. بدون مقدار زیادی ظرفیت اضافه، این تقاضا ناخواسته فشار را بر روی قیمت قرار می‌دهد. همان‌طور که اگر تولیدکنندگانی مانند عربستان سعودی بخواهند نسبت به تولید بشکه‌های نفتی که می‌دانند در انبارها ذخیره خواهد شد، تمایل نشان ندهند، قیمت‌ها مانند سال ۱۹۷۹ به بالا شلیک خواهند شد.
یک برگ برنده بسیار مهم در همه این‌ها نقش بسیار مهم‌ شرکت‌های ملی نفت به عنوان واردکنندگان و تولیدکنندگان خارجی است. در سال ۱۹۸۰ واردات نفت چین و هند به کمتر از یک درصد معاملات نفتی رسید، در حالی که سهم ایالات‌متحده آمریکا در همان سال نزدیک به ۲۰ درصد بود. در حال حاضر هند و چین حدود یک چهارم نفت معامله شده در بازارهای جهانی را وارد می‌کنند در حالی که سهم ایالات‌متحده آمریکا کمتر از ۱۰ درصد است. از آن‌جایی که واردات هند و چین به صورت عمده توسط شرکت‌های دولتی کنترل می‌شود، می‌توان فرض کرد که در یک بحران بزرگ، آن‌ها متمایل به ذخیره هر میزان نفتی که می‌توانند داشته باشند هستند تا حفظ تعادل بازار، مانند کاری که اکثر شرکت‌های بزرگ بین‌المللی در سال‌های ۱۹۷۳ و ۱۹۷۹ کردند. به یاد بیاورید که بسیاری از دولت‌ها در سال ۱۹۷۹، از جمله ایالات‌متحده، شرکت‌های نفتی خود را تشویق کردند صرف نظر از موافقت‌نامه‌ها برای به اشتراک گذاشتن نفت در مواقع بحران، منابع خود را برای شهروندان به حداکثر برسانند.
علاوه بر این، شرکت‌های چینی‌ها در حال حاضر در حدود دو میلیارد دلار تولید خارج از کشور دارند. بعضی از این تولیدات ممکن است به بازار نقدی فروخته شود و یا برای استفاده از فرصت‌های تفاوت قیمت مبادله می‌شوند. اما به نظر می‌رسد در بحران نفتی دیگری، دولت، شرکت‌های خود را از رها کردن نفت به سوی بازار آزاد منع ‌کند.
به طور کلی همیشه این خطر که احتکار موجب ایجاد (و یا پاسخ) نگرانی و فرستادن قیمت‌ها بسیار بالاتر از تعادلی که در بحران برای بازار قابل توجیه است، وجود دارد و البته واضح نیست که آیا دولت‌های واردکننده موظف هستند تا ذخایر استراتژیک خود را به صورت مؤثری گسترش دهند یا خیر.

نوشته بحران نفتی بعدی می‌تواند ما را غافلگیر کند اولین بار در نفت خبر naftkhabar. پدیدار شد.



ادامه خبر

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
کانال تلگرام نفت خوان ما را از طریق کانال دنبال کنید.

آخرین اخبار

پربازدید

اخبار استخدامی